جهت بزرگنمایی عکس کلیک نمایید
 
شماره 125
آخرین شماره ها
نشریات دیگر

روزهای گل‌ درشت
کفاش مهدی

سوم تیرماه (نیمه‌ی شعبان): ولادت منجی(عج) که تنهاترین است!

به گواه تاریخ شیعه، امام زمان(عج) غریب و تنهاست، با این‌که مدعیان همراهی با او در تاریخ زیاد بوده‌اند. خیلی‌ها ادعای دوستی و یاری او را داشتند و آن‌قدر در این ادعا پیش می‌رفتند که گاهی خیال می‌کردند واسطه و «باب» میان امام غایب و شیعیان هستند. یکی از این افراد «شلمغانی» است.

«شلمغانی» یکی از کاتبان بغداد و از مؤلفان شیعه بود. پیش از مخالفت با حسین‌بن‌روح، نزد شیعیان مقام بزرگی داشت و نوشته‌هایش مورد استفاده‌ی آنان قرار می‌گرفت. زمانی که حسین‌بن‌روحْ پنهان‌زیستی را آغاز کرد، شلمغانی را به نیابت خویش برگماشت و توقیعات حضرت مهدی(عج) توسط حسین‌بن‌روح به دست وی می‌رسید. مردم نیز در رفع حوایج و حل مشکلات خویش به او مراجعه می‌کردند.

شلمغانی در حدود نوزده کتاب نوشته است که تألیف برخی از آن کتاب‌ها پیش از انحراف او بوده و در نزد شیعیان از کتب معتبر به شمار می‌رفته است؛ از جمله‌‌ی آن‌‌ها کتاب «التکلیف» است. گروهی از شیعیان بغداد آن را نزد حسین‌بن‌روح بردند. وی آن را مطالعه کرد و گفت: «به جز دو- سه مورد، بقیه‌ی مطالب کتاب را از ائمه روایت کرده و مطلبی خلاف شرع در آن نیست.»

پس از آن که ارتداد او ثابت شد، گروهی از شیعیان مجدداً به حسین‌بن‌روح مراجعه کردند و گفتند با کتاب‌های شلمغانی چه کنیم؟ ابن‌روح پاسخ داد: جواب من همان جوابی است که ابومحمد حسن‌بن‌علی‌عسکری(ع) در خصوص کتب بنی‌فضال به مردم داد. ایشان گفتند: «آنچه را روایت کرده‌اند بگیرید و آن مطالبی که به رأی خویش آورده‌اند، رها کنید.»

شلمغانی، به دروغ، ادعای نیابت امام زمان(عج) کرد و می‌گفت روح خدا در جسم او حلول کرد و خود را «روح‌القدس» می‌نامید و برای پیروانش کتابی به نام «الحاسة‌السادسه» [حس ششم] تألیف کرد و در آن به برداشته شدن شریعت و مباح بودن لواط تصریح کرد.

هم‌چنین مدعی الوهیت شد و می‌گفت که مردگان را زنده می‌کند و قایل به تناسخ ارواح و حلول آن‌ها شد.

شیخ ابوالقاسم حسین‌بن‌روح نوبختی، نایب منصوص و منصوب امام زمان(ع)، در برابر انحراف‌ها و کفرگویی‌های این مرتد مردم‌فریب، احساس مسئولیت سنگینی می‌کرد و بدین دلیل در مقابل وی، عکس‌العمل نشان داد و پندارهای وی را باطل اعلام کرد و چون نتیجه‌ای از این نگرفت، کلاً وی را طرد و شیعیان را از پیروی و نزدیکی وی بر حذر داشت. تا این که توقیعی از ناحیه‌‌ی مقدسه بیرون آمد و با صراحت تمام، وی را مورد لعن و نفرین قرار داد. در این توقیع مقدس، امام زمان(ع) از شلمغانی، با این عبارت یاد کرد: «المخذول الضال المضل، المعروف بالعزا قری لعنة‌الله...»

از آن پس، حسین‌بن‌روح نوبختی به تمام بزرگان، مبلغان و دانشمندان شیعه اعلام کرد که از شلمغانی برائت بجویند و وی را مورد لعن و نفرین قرار دهند.

راضی بالله (بیستمین خلیفه‌ی عباسی) که از ناخرسندی علما و فقهای شیعه و اهل‌سنت نسبت به افکار شرک‌آلود شلمغانی باخبر بود و تحت فشار آنان قرار داشت، دستور دستگیری و اعدام وی را صادر کرد.

سرانجام، شلمغانی را به همراه ابراهیم‌بن‌ابی‌عون به دار آویزان و دست و پای آن دو را قطع کرده و به سزای کردارشان رسانیدند و سپس جنازه‌ی آنان را سوزانیده و خاکسترشان را در رود دجله ریختند.

شیخ طوسی(ره) این واقعه را در روز 29 ذی‌قعده‌ی سال 322 قمری ذکر کرده‌ است.

پنجم تیرماه: روز جهانی مبارزه با مواد مخدر یا روز مبارزه با عملی‌ها!

از سال ۱۹۶۴ میلادی، سازمان بهداشت جهانی استفاده از عبارت وابستگی دارویی یا وابستگی به دارو را به جای اصطلاح اعتیاد، توصیه کرده است؛ اما استفاده از اصطلاح اعتیاد هنوز رایج است! نمی‌دانم کی برای اولین‌بار به معتادها گفت: عملی؟ ولی از این جماعت تنها چیزی که برنمی‌آید همانا «عمل» است. شاید هم از دید خودشان اهل عمل باشند و فقط حالش را نداشته باشند یا هنوز زمان عمل فرا نرسیده باشد!

اعتیاد بلایی بر سر فرد معتاد می‌آورد که در تمام اوقات شبانه‌روز از دو حال خارج نیست: خماری یا نشئگی!

«خماری» تمنای همه‌ی وجود معتاد برای مواد مخدر است و «نشئگی» اوج لذت موقتی معتاد پس از استفاده از مواد مخدر! (نکته‌ی آموزشی؟)

حالا شما بفرمایید با این اشتغال‌های مهم جسمی و روانی معتادان محترم، اصولاً وقت و حالی برای «عمل» می‌ماند! تعریف علمی اعتیاد البته کمی متفاوت است:

«اعتیاد پاسخ فیزیولوژیک بدن است به مصرف مکرر مواد اعتیادآور. این وابستگی از طرفی باعث تسکین و آرامش موقت و گاهی تحریک و نشاط گذرا برای فرد و از طرف دیگر، بعد از اتمام این آثار سبب جست‌و‌جوی فرد برای یافتن مجدد ماده و وابستگی مداوم به آن می‌شود. در این حالت، فرد هم از لحاظ جسمی و هم از لحاظ روانی به ماده‌ی مخدر وابستگی پیدا می‌کند و مجبور است به تدریج مقدار ماده‌ی مصرفی را افزایش دهد.»(1)

سازمان بهداشت جهانی مواد اعتیادآور را از جهت تأثیر آن‌ها بر انسان، به هشت دسته‌‌ی کلی تقسیم می‌کند که عبارت‌اند از:

۱. توهم‌زاها؛

۲. کانابیس یا شیره‌ی گیاه شاه‌دانه؛

۳. مواد مخدر؛

۴. سستی‌زاها (مسکّن‌ها– خواب‌آورها)؛

۵. آرام‌بخش‌ها؛

۶. چسب و مواد فرّار (مواد استنشاقی)؛

۷. محرک‌ها (مانند آمفتامین)؛

۸. الکل، توتون و قهوه(2).

خب، به سلامتی، طبق این تعریف، قهوه هم جزو مواد اعتیادآور قلمداد شده است؛ ما و کلیه‌‌ی تحریریه، معتاد شدیم رفت. فکر کنم باید یک بخش دیگر هم به مجله اضافه کنیم که در هر شماره، یکی از نویسندگان تحریریه مثل جلسات ترک اعتیاد گروهی، دستش را بیاورد بالا و بگوید: سلام! من مسافر هستم و الآن یک روز است پاک شده‌ام و به دلیل گرانی، قهوه نمی‌نوشم!

هفتم تیرماه- شهادت هفتاد و تن در انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی

جمعی از یاران صادق، لایق و وفادار امام خمینی(ره) که چهره‌های شناخته شده‌ی دوران طولانی مبارزه علیه طاغوت بودند و همواره با جمع هم‌فکران دردآشنای خود تلاش سازنده‌ای برای ایجاد یک تشکل صد در صد اسلامی داشتند، در 30 بهمن 1357، یعنی یک هفته پس از پیروزی انقلاب اسلامی، موجودیت حزب جمهوری اسلامی را اعلام کردند.

چند سال بعد در ساعت 20:30 روز یک‌شنبه 7 تیر 1360، تعدادی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی، هیأت دولت و... به تدریج به سالن اجتماعات دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی ایران واقع در سرچشمه‌ی تهران وارد شدند. نوای ملکوتی قرآن کریم در فضای سالن طنین انداخته بود و صالحان را بشارت تحقق وعده‌ی الهی می‌داد. پس از پایان قرائت قرآن کریم و اعلام برنامه، آیت‌الله بهشتی آغاز سخن کرد. بحث درباره‌ی تورم بود؛ اما عده‌ای از اعضا خواسته بودند که راجع به انتخابات ریاست‌جمهوری نیز صحبت شود. دکتر بهشتی سخنانش را با این جملات آغاز کرد:

«ما بار دیگر نباید اجازه دهیم استعمارگران برای ما مهره‌سازی کنند و سرنوشت مردم ما را به بازی بگیرند. تلاش کنیم کسانی را که متعهد به مکتب هستند و سرنوشت مردم را به بازی نمی‌گیرند، انتخاب شوند.»

و این آخرین کلمات شهید بهشتی پیش از آن بود که به همراه هفتاد و یک تن از یارانش «بهشتی» شود.

در سال 1366، مقام معظم رهبری و‌ آیت‌ا‌... هاشمی رفسنجانی، به رهبر کبیر انقلاب امام خمینی(ره) پیشنهاد می‌کنند که فعالیت‌های حزب جمهوری اسلامی را در صورت موافقت معظم‌له تعطیل کنند.

امام(ره) نیز در پیامی به شرح زیر به این پیشنهاد پاسخ مثبت می‌دهند:

«بسمه تعالی

جنابان حجج‌اسلام آقای خامنه‌ای و آقای هاشمی –دام‌توفیقهما- موافقت می‌شود.

لازم است تذکر دهم که حضرات آقایان مؤسسین محترم حزب، مورد علاقه‌ی این‌جانب می‌باشند. امیدوارم همگی در این موقع حساس با اتفاق و اتحاد در پیش‌برد مقاصد عالیه‌ی اسلام و جمهوری اسلامی کوشا باشید.

ضمناً تذکر می‌دهم که اهانت به هر مسلمانی چه عضو حزب باشد یا نه، برخلاف اسلام و تفرقه‌اندازی در این موقع، از بزرگ‌ترین گناهان است.

والسلام علیک و رحمةالله

روح‌الله الموسوی ‌الخمینی»

دوازدهم تیرماه: حمله‌ی آمریکا به هواپیمای مسافربری ایرباس(پرواز IR655 )

هواپیمای مسافربری ایرباس از بندرعباس به مقصد دبی، در تاریخ ۱۲ تیر ۱۳۶۷ (۳ ژوئیه‌ی ۱۹۸۸ میلادی) در حرکت بود که با شلیک موشک هدایت‌شونده از ناو یو اس‌اس وینسنس متعلق به نیروی دریایی ایالات متحده‌ی آمریکا بر فراز خلیج‌فارس سرنگون شد و تمامی ۲۹۰ سرنشین آن که شامل ۴۶ مسافر غیرایرانی و ۶۶ کودک بودند، جان باختند.

دولت آمریکا، مبلغ ۵۵ میلیون دلار به خانواده‌های قربانیان و نیز مبلغ ۴۰ میلیون دلار برای غرامت ناشی از سقوط هواپیمای مسافربری پرداخت. این مبالغ به صورت بلاعوض و بدون قبول مسئولیت حادثه؟ پرداخت شد. هیچ کدام از خدمه‌ی ناو وینسنس تحت پی‌گرد قرار نگرفتند و حتی ویل راجرز، فرمانده‌ی ناو جنگی آمریکا در پایان خدمت خود مدال گرفت!

هواپیمایی ایران‌ایر، تا دی ۱۳۹۰ همچنان از شماره‌ی پرواز ۶۵۵ برای هواپیماهای تهران به دبی استفاده می‌کرد.

چهاردهم تیر: روز قلم

روز قلم در تقویم رسمی ایران روز چهاردهم تیرماه است. این روز در سال ۱۳۸۱ پس از پیشنهاد انجمن قلم ایران و تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی به ثبت رسید.

نمی‌خواهم در مورد ارزش قلم و نویسنده در عصر «کیبورد» بگویم. عصری که به دلیل فراگیری کیبورد و تسلط آسان‌تر صفحات کیبورد مجازی در آی‌پد‌ها، تبلت‌ها، موبایل‌ها، لب‌تاب‌ها و... همه تولیدکننده‌ی محتوا شده‌اند و شاعر و نویسنده!

با این لامپ‌های کم‌مصرف و ال‌ای‌دی دیگر کسی دود چراغ هم برای این‌که اهل قلم شود، نمی‌خورد. دیگر برای نوشتن سفرنامه لازم‌ نیست مثل مارکوپولو یا همین ناصرخسرو، سال‌ها سفر کنی. همه چیز سریع اتفاق می‌افتد، اما سطحی! اما هنوز هم هستند کسانی که برای خواندن و نوشتن وقت می‌گذارند و سفر می‌کنند و تأمل و تفکر عادت‌شان است و از ناگفته‌ها و راز‌ها می‌نویسند؛ همان‌ها که در نزد خداوند آن‌قدر ارزش دارند که به قلم‌شان و آنچه می‌نویسند قسم می‌خورد:

«ن و القلم و مایسطرون....»

بیست‌و‌هشتم تیرماه: عام‌الحزن!

ده سال از بعثت حضرت محمد(ص) گذشته بود. ده روز از ماه رمضان گذشته بود. زمان افطار بود، اما هیچ مسلمانی نمی‌توانست افطار کند. پیامبر(ص) غمگین بود؛ زیرا همسر و یاور فداکار و اولین زن مسلمان را از دست داده بود؛ حضرت خدیجه از دنیا رفته بود. پیامبر(ص) او را با دست مبارک خویش در حجون مکه (قبرستان ابوطالب) به خاک سپرد. غم درگذشت او آن‌قدر پیامبر(ص) را محزون کرد که پیامبر(ص) سالِ درگذشت حضرت خدیجه را «عام‌الحزن‏» یعنی سال اندوه نام نهاد. خدیجه همسر بى‏همتاى پیامبر(ص) بانویى بود که از ثروت او اسلام رونق یافت و پشت پیامبر(ص) راست شد. پیامبر(ص) مادر شایسته‌ی دخترش زهراى مرضیه را از دست داده و یارى همچون خدیجه را هرگز به دست نخواهد آورد.

عایشه گفت: پیامبر(ص) از خانه بیرون نمى‏رفت مگر آن‌که خدیجه(س) را یاد می‌کرد و بر او به خوبى و نیکى مدح و ثنا مى‏کرد. روزى از روزها غیرت مرا فرا گرفت، گفتم: او پیره‌زنى بیش نبود و خدا بهتر از او به شما عوض داده است. پیامبر(ص) غضبناک شد؛ طورى که موى جلوى سرش از غضب تکان مى‏خورد. سپس فرمود: نه، به خدا قسم بهتر از او را خدا به من عوض نداده. او به من ایمان آورد هنگامى که مردم کافر بودند، و تصدیق کرد مرا، هنگامى که مردم مرا تکذیب مى‏کردند و در اموال خود با من مواسات(3) کرد، وقتى مردم مرا محروم کردند. خدا از او فرزندانى روزى من کرد که از زنان دیگر محروم فرمود، «یعنى خدا فاطمه را از او به من عنایت فرمود.»

پی‌نوشت‌ها:

1. «اعتیاد (روان‌شناسی)»، پای‌گاه اینترنتی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، بازبینی‌شده در ۱۳ مرداد ۱۳۸۶‌.

2. «طبقه‌بندی مواد اعتیادآور»، ستاد مبارزه با مواد مخدر جمهوری اسلامی ایران، بازبینی‌شده در ۱۴ مرداد ۱۳۸۶‌.

3. یاری و غمخواری کردن با کسی در مال و جان: دیگری را در تن و مال چون خود شمردن- لغت‌نامه‌ی دهخدا‌.

فهرست عناوین
فونت درشتر
فونت ریزتر
نسخه متنی
نسخه چاپی
ارسال به دوستان