جهت بزرگنمایی عکس کلیک نمایید
 
شماره 125
آخرین شماره ها
نشریات دیگر

تقدیر
کفاش مهدی

شمشیر را کشید. نوکش خیلی تیز بود. تیغه‌اش می‌درخشید. همان بود که می‌خواست. این بار می‌خواست که امیر را به سلامت از حمام بیرون بیاورد.

امیر نگاهش کرد. گفت: «نه!»

مثل همیشه شمشیر را پاک کرد.

قطره‌های خون توی پاشویه‌ی خزینه چکید.

بوم نقاشی‌اش سرخ شد.

 

فهرست عناوین
فونت درشتر
فونت ریزتر
نسخه متنی
نسخه چاپی
ارسال به دوستان