جهت بزرگنمایی عکس کلیک نمایید
 
شماره 125
آخرین شماره ها
نشریات دیگر

گزيده پژوهش ها از برنامه 50
نيازى محمد

گزيده پژوهش ها از برنامه 50 امتحان الهى محمد نيازى شماره اشتراك 5841, از مسجدسليمان معناى امتحان قبل از بررسى اصل موضوع, مناسب است معناى امتحان و آزمايش را بررسى كنيم. امتحان در فارسى معادل لفظ (فتنه) و در عربى معادل (ابتلا) است. (اصل فتنه آن است كه طلا را در آتش بيفكنند و زير فشار حرارت قرار دهند تا باطن آن آشكار گردد و معلوم شود خالص است يا ناخالص.)1 علامه طباطبائى(ره) در توضيح لفظ ابتلا مى فرمايند: (ابتلا هنگامى به كار مى رود كه امرى را بر كسى عرضه كنى و او را در حادثه اى بيفكنى تا او را بدين وسيله آزمايش كنى و صفات نفسانيه او برايت ظاهر شود.)2 ييكى از ماجراهاى تاريخى كه در قرآن تقريباً به طور مفصل از آن ياد شده است, داستان رهبرى (طالوت) است كه تمثيلى كامل از امتحان هاى متعدد انسان در طول زندگى است. مرحله اول: ماجرا بدين ترتيب بود كه عده اى از بنى اسرائيل, پس از زمان حضرت موسى(ع) نزد پيامبر خويش ـ كه ظاهراً نام ايشان (اشموئيل) بود ـ آمدند و تقاضا كردند كه رهبرى براى آن ها تعيين كند تا آن ها با رهبرى او بر دشمن فائق شوند, ولى هنگامى كه فرمان جنگ صادر شد عده بسيارى تخلف كردند: (فلمّا كتب عليهم القتال تولّوا الاّ قليلاً منهم).3 مرحله دوم: پيامبر آن ها از جانب خداى متعال (طالوت) را براى رهبرى شان برگزيد. باز گروه بسيارى زبان به اعتراض گشودند كه او لايق چنين مقامى نيست: (قالوا أنّى يكون له الملك علينا…).4 مرحله سوم: زمانى بود كه (طالوت) دستور داد از نهرى كه پيش رو داريد, مياشاميد مگر به قدر مشتى: (الاّ من اغترف غرفة بيده).5 باز عده بسيارى سرپيچى كردند: (فشربوا منه الاّ قليلاً).6 و در آخرين لحظات قبل از جنگ, وقتى با لشكر (جالوت) مواجه شدند, گفتند: ما طاقت اين لشكر عظيم را نداريم: (قالوا لاطاقة لنا اليوم بجالوت وجنوده).7 با مرورى بر اين آيات شريفه به اين نكته پى مى بريم كه از صددرصد مراجعه كنندگان و متقاضيان به پيامبر, شايد چيزى كمتر از ده درصد و حتى كمتر از پنج درصد با لشكر (جالوت) مواجه گرديد. مرضيه صفارى شماره اشتراك 1547, از مشهد مقدس اگر امتحان فقط به معناى به كار بردن ميزان و مقياس براى كشف مجهولى باشد, البته درباره خداوند صحيح نيست. امتحان معناى ديگرى هم دارد و آن از قوه به فعل آوردن و تكميل است. خداوند به وسيله بلايا و شدايد امتحان مى كند. خداوند امتحان نمى كند كه وزن واقعى و حد و درجه معنوى و اندازه شخصيت كسى معلوم شود; امتحان مى كند و در معرض بلايا و شدايد قرار مى دهد كه بر وزن واقعى و درجه معنوى و حد شخصيت آن بنده افزوده شود. امتحان نمى كند كه بهشتى واقعى و جهنمى واقعى معلوم شود, امتحان مى كند و مشكلات و شدايد را به وجود مى آورد تا كسى كه مى خواهد به بهشت برود در خلال همين شدايد خود را شايسته و لايق بهشت كند و آن كه لايق نيست سر جاى خود بماند. على(ع) قوت غالبش نان و نمك بود, اما درب خيبر را كند و در مبارزات دلاورى ها از خود نشان داد. او پرورده ابتلا بود و به همين دليل از جان نثارى ابايى نداشت و به آن مقامات عاليه رسيد. رسول اكرم(ص) حاضر نبود از غذاى كسى تناول كند كه هيچ وقت شدت و سختى و گرفتارى به سراغ او نيامده است. اين را علامت عدم قابليت او و دور بودن او از خدا مى دانست. مهدى گلشنى نهاد شماره اشتراك 2527, از همدان, قروه درجزين مفهوم آزمايش الهى معمولاً آزمايش براى شناخت قدرت و توان ناشناخته افراد درباره موضوعى است كه مورد آزمون قرار مى گيرد. در اين صورت سؤالى مطرح مى شود و آن اين كه چرا خداوند با اين كه علم همه عالم در اختيار او است, انسان ها را امتحان مى كند؟ پاسخ اين است كه مفهوم آزمايش از سوى خداوند با مفهوم امتحان از سوى انسان ها متفاوت است. تفاوتى كه بين امتحان الهى و امتحان بشرى وجود دارد اين است كه ما غالباً از حقيقت اشيا بى خبر هستيم و مى كوشيم تا از مجراى آزمايش و امتحان, نادانى خود را به باطن اشيا برطرف سازيم, ولى درباره خداوند عليم نمى توان چنين حكمى كرد و امتحان را وسيله حصول علم براى او دانست. آزمايش الهى درحقيقت به منزله فراهم كردن زمينه هاى مختلف براى بروز و ظهور استعدادهايى است كه در نهاد انسانى قرار داده شده است تا در هر مورد انسانِ انتخاب گر نيت و تمايل درونى خود را نشان داده و يكى از دو راه حق و باطل يا خير و شر را برگزيند و در نهايت, حاصل اين گزينش براى خود او نيز آشكار گردد و نتيجه آن چه را برگزيده آشكارا مشاهده كند. محمدحسين مردانى نوكنده شماره اشتراك 2929, از بندرگز, نوكنده امام خمينى(ره) مى فرمايد: (بعثت رسل و نشر كتب آسمانى, همه براى امتياز بشر و جدا شدن اشقيا از سُعَدا و مطيعين از عاصين است. و معنى امتحان و اختيار حق, همين امتياز واقعى خود بشر است از يك ديگر).8 حضرت على(ع) درباره امتحان الهى مى فرمايد: بدانيد كه خداوند احوال مردمان را آشكار نمود, نه آن كه بر اسرار پوشيده آنان دانا نبود و بر آن چه بر سينه هاى خود نهفته اند, بينا نبود; بلكه خواست آنان را بيازمايد تا كدام يك اعمال نيكو انجام مى دهند تا پاداش, برابر كار نيك, و كيفر, مكافات كار بد باشد.9 آن حضرت در عبارتى ديگر مى فرمايد: هرچند خداوند از خود آن ها به آن ها داناتر است, ليكن ابتلا و امتحان براى آن است كه كردارهايى كه شايسته پاداش و كيفر است (به خود ايشان) آشكار گردد.10 راه ورود به درگاه الهى, خالص شدن آدمى از ناخالصى ها است و انسان در بوته ابتلا و امتحان به خلوص مى رسد. در حديثى از امام صادق(ع) نقل شده است كه: (مردم چنان كه طلا آزمايش مى شود, امتحان مى شوند و چنان كه طلا خالص مى شود, خالص مى شوند).11 به قول رودكى: انـدر بلاى سخـت پديد آيـد فضل و بزرگوارى و سالارى محمد قربان نژاد شماره اشتراك 5987, از كاشمر ييكى از مهم ترين حكمت هاى ارسال رسل و نزول كتاب هاى آسمانى, آزمايش افراد بشر بوده است. فرستادن اديان و شرايع از جانب خداوند, علاوه بر اين كه در تمام شئون زندگى انسان مؤثر است و ثمرات و فوايد فردى و اجتماعى و مادى و معنوى فراو انى به همراه دارد, امتحان بشر نيز محسوب مى شود, زيرا كليه امور اعتقادى و اوامر و نواهى الهى سبب مى شود كه انسان يكى از دو طريق اطاعت و نافرمانى خدا را برگزيند; يعنى محتواى دين و شريعت باعث مى گردد كه بشر از طريق انتخاب يكى از دو راه عبوديت و عصيان, امتحان شود تا مشخص گردد كه چه كسى در مقابل امور الهى خاضع و مطيع است و چه كسى حاضر به پذيرش آن ها نيست. بنابراين هدف خداوند از تشريع احكام, در درجه اول آن است كه روح اطاعت از خدا در انسان زنده شود. به همين دليل حتى بر جزئيات احكام نيز تأكيد شده است تا هيچ كس به رأى و سليقه و تشخيص خود عمل نكند و در جميع موارد مطيع محض اوامر الهى باشد. حتى در احكام غير عبادى مانند معاملات باز هم نبايد از حدودى كه خدا معين كرده است, فراتر رفت. انسان ها ملزمند كه در كليه احكام الهى مطيع فرامين او باشند و برخلاف آن احكام عملى انجام ندهند. بنابراين تمامى اوامر و نواهى الهى امتحان بشر محسوب مى شود تا صف مطيعين از غير مطيعين جدا گردد. امام صادق(ع) مى فرمايد: (هيچ يك از اوامر و نواهى الهى نيست مگر اين كه خداوند در آن, دستور امتحان بشر را قرار داده است.)12 فاطمه آقايى شماره اشتراك 5288, از تويسركان زمينه هاى آزمايش الهى زمينه هاى آزمايش الهى برحسب موضوعات و موارد آن متفاوت است; گاهى آزمايش مربوط به نيت ها و خواسته هاى درونى او است و گاه مربوط به اعمال خارجى انسان مى باشد. افكار و نيّت ها مى توانند وسيله امتحان انسان باشند; مثلاً قضاوت درباره اشخاص از موارد اين آزمايش است. همين كه فرد در فكر و انديشه خود سوءظنى بى جا به كسى داشته باشد, اين بدگمانى, آفتى براى ايمان او است. انسان وظيفه دارد تا آن جا كه مى تواند به رفتار برادران و خواهران ايمانى خود خوش بين باشد و از بدگمانى پرهيز كند. دل مؤمن بايد مركز خواسته ها و نيت هاى خير و صواب باشد. چه بسا انسان در طول زندگى زمينه بسيارى از كارهاى خير براى او پيش نيايد, ولى مى تواند آرزوى انجام چنين كارهاى پسنديده اى را در دل داشته باشد. نور ايمان با وجود اين نيت ها و آرزوهاى خداپسندانه روز به روز پر فروغ تر مى شود. امام صادق(ع) فرمودند: همانا بنده مؤمن فقيرى مى گويد: خدايا به من روزى عطا فرما تا كارهاى خير انجام دهم; چون خداوند صدق و پاكى نيت او را ملاحظه مى فرمايد, براى او اجرى منظور مى نمايد برابر با پاداشى كه اگر روزى مى داشت و آن اعمال صالح را انجام مى داد, به او تعلق مى گرفت.13 علاوه بر اين كه نيت ها و آرزوهاى پسنديده موجب تعلق پاداش در عالم آخرت مى گردد. گاه راستى ايمان با همين نيت ها سنجيده مى شود. رسول اكرم(ص) مى فرمايند: مسلمانى كه جهاد نكرده باشد و در دلش آرزوى جهاد نداشته باشد, اگر بميرد, بر شعبه اى از نفاق مرده است. محمدرضا ثامنى شماره اشتراك 650, از سنقر ابزارهاى امتحان الهى ييكى از ابزارهاى امتحان الهى, خوف است. وقتى مسئله خوف و ترس پيش مى آيد, گروهى خود را مى بازند و به دليل اين كه كوچك ترين ضررى به آن ها نرسد, شانه از زير بار مسئوليت خالى مى كنند, از جنگ فرار مى كنند, براى حفظ آبروى خويش راه ساز شكارى پيش مى گيرند و با عذرتراشى هايى هم چون: (نَخشى اَن تُصيبنا دائرة; ما مى ترسيم ضربه اى به ما متوجه شود), از تكاليف الهى سرباز مى زنند. اما در مقابل اين گروه, گروهى ديگر هستند كه در برابر عوامل ترس, با ايمان و توكل بيشترى خود را براى هرگونه فداكارى مهيا مى كنند. چنان كه در قرآن درباره اين گروه آمده است: (الذين قالَ لهُمُ الناس انّ الناس قد جَمَعوا لكم فاخشوهم فزادهم ايماناً وقالوا حسبنا الله ونعم الوكيل;14 وقتى كه به مردم با ايمان گفتند: دشمنان شما مجهزند, شما عقب نشينى كنيد, بر ايمان و توكل آن ها افزوده شد و گفتند: خدا ما را كافى است و بهترين حامى است.) دومين ابزار امتحان الهى, گرسنگى است. تحمل گرسنگى كار دشوارى است. گاهى عواملى هم چون قحطى و گرانى سبب مى شود كه عده اى با كمبود مواجه شوند و به ناچار بايد گرسنگى را تحمل كنند و براى رفع گرسنگى هر خلافى را مرتكب نشوند و با نيروى ايمان, صبر پيشه كنند تا از اين امتحان الهى سربلند بيرون بيايند. سومين ابزار امتحان الهى, زيان هاى مالى است. انسان براى ادامه حيات خويش نيازمند امكانات مالى است و ماديات وسيله اى است اجتناب ناپذير, اما اگر هدف واقع شود و تمام همت انسان به طرف آن سوق داده شود, حيات معنوى انسان را به مخاطره مى اندازد و او را تا سرحد حيوانيت و يا حتى پست تر از آن سوق مى دهد و به سقوط و انحطاط مى كشاند. خداوند تبارك و تعالى در سوره كهف آيه 46 مال و فرزندان را زينت حيات دنيا معرفى مى كند و مى فرمايد: (المال والبَنون زينة الحيوة الدنيا) و يا در سوره انفال آيه 28 مى فرمايد: (واعلموا انّما اموالكم واولادكم فتنة; بدانيد و آگاه باشيد اموال و فرزندان شما وسيله آزمايش هستند.) در اين باره شاعر چه زيبا سروده است: مـال را كز بهر دين باشـى حمول نعم مال صالح خوانـدش رسول آب در كشتى هـلاك كشتى است آب انـدر زير كشتى پشتـى است انسان عاقل, مملوك مال دنيا نيست, بلكه مالك آن است و در مقابل زيان ها و سودهاى آن خود را نمى بازد. چهارمين ابزار امتحان الهى, آزمايش جانى است. اولين نعمتى كه خداوند به انسان ارزانى داشته, نعمت حيات است و انسان فطرتاً جان را دوست دارد و حبّ نفس جزء ذات انسان است و انسان مسئوليت حفاظت از جان خويش را بر عهده دارد و حفظ جان از واجبات الهى است. اما گاهى خداوند بندگان خاص خويش را با اين مهم ترين نعمت مورد آزمايش قرار مى دهد و مخير مى شود بين حفظ جان خويش و جانفشانى براى پاسدارى از حريم حق, كه نمونه بارز آن در صحراى تفتيده كربلا براى امام حسين(ع) و يارانش پيش آمد, كه فرمودند: مرا مخير كرده اند بين عزت شهادت و ذلت سازش. سپس فرمودند: دور باد از ما ذلت و پذيرش ننگ سازش با باطل. اين يك امتحان الهى است كه سرفرازى در آن از هر كسى ساخته نيست, ايمانى قوى و دلى عاشق مى خواهد كه عاشقانه از جان بگذرد و به وصال يار برسد و اين از كسانى چون حسين(ع) برمى آيد كه عاشقانه سر ببازند تا به جانان وصل شوند. تاج بيگم هاشمى شماره اشتراك 1308, از ميناب قبل از ما, پيامبران و امامان بسيارى با ابزارها و موارد مختلف آزمايش و امتحان شدند كه اولين آن آدم ابوالبشر و حوّا و آخرين آن حضرت ختمى مرتبت محمد مصطفى(ص) بودند, كه اولى مغلوب و شكست خورده و آن دگر چيره و غالب شد. خداوند متعال براى امتحان آدمى, مى تواند ابزارهاى مختلف و متفاوتى به كار برد, چرا كه تنها قادر مطلق او است. طوفان هاى سهمگين, سيل, زلزله هاى بسيار زيان بار, طوفان شن, آتشفشان هاى مهيب, انواع و اقسام بيمارى هاى گوناگون و مُسرى و خطرناك, قحطى و خشك سالى, انواع بلايا و مصايب و شدايد و نيز نماز و روزه و طاعات و عبادات كه درجه ايمان و اخلاص و صداقت بنده را به معبود يكتا مشخص و متمايز مى كند, از جمله ابزارهاى امتحان الهى هستند. اگر آدمى از اين امتحانات الهى پيروز و سربلند بيرون آمد نزد معبود خويش, عزيز و سربلند و پيروز است وگرنه از قافله عقب مانده است و بايد راه هاى زيادى را طى كند تا به مرحله ايمان و معنويتِ خاص برسد و آن قدر در خدا محو شود كه به جز خدا نبيند. بهلول رضايى درزى شماره اشتراك 1379, از نورآباد ممسنى تهذيب نفس و سختى ها يكى از مواردى كه سبب تكميل و تهذيب نفس و تصفيه اخلاق و تهييج قوا و نيروهاى نهفته وجود انسان مى شود و در حكم نيروهاى محرك دستگاه وجود انسان است, شدايد و سختى ها و مصيبت ها است. درياى خروشان زندگى با طوفان ها و موج هاى كوه آسا همراه است. امواج سهمگين حوادث از پيشرفت مردان بزرگ در مسير زندگى جلوگيرى مى كند. پيروزى از آن كسانى است كه با كشتى تدبير و عقل, سينه حوادث را مى شكافند و به كمك دانش و بينش با مشكلات مبارزه مى كنند و اين همان استقامت است. نكته قابل توجه اين جا است كه وجود مشكلات از عوامل پيروزى به شمار مى رود و اين مطلب تا حدى براى ديگران قابل هضم نيست, ولى اگر آنان متوجه باشند خواهند ديد همان طور كه آتش, آهن را قوى تر مى كند, مشكلات و مصايب هم فكر انسان را در مسير زندگى پخته تر كرده و به او درس زندگى مى آموزد. اميرالمؤمنين على(ع) در يكى از نامه هاى خود كه به عثمان بن حنيف, فرماندار خويش در بصره نوشته اند, گوشزد مى كند كه در ناز و نعمت زيستن و از سختى ها دورى گزيدن, موجب ضعف و ناتوانى مى گردد و برعكس, زندگى كردن در شرايط دشوار و ناهموار, آدمى را نيرومند و چابك مى سازد و جوهر هستى او را آب ديده و توانا مى گرداند. محمود بهارى شماره اشتراك 655, از اراك مصايب, سنتى از سنت هاى الهى مجراى تحقق اراده الهى در جهان, قانون هاى ثابت جهان مى باشد كه در تمام هستى برقرار است. اين قانون ها در واقع روابط بين علت ها و معلول ها است. از اين قوانين در عرف دينى به سنت الهى تعبير مى شود. مصايب و بلاها به عنوان سنتى از سنت هاى الهى نردبان كمال را براى انسان مهيا مى كنند. رنج گنج آمد كه رحمت ها از اوست مغز تازه شد چو بخراشيد پوست اى برادر موضع تاريك و سرد صبر كردن بر غم و سستى و درد چشمه حيوان و جام مستى است كان بلندى ها همه در پستى است آن بهاران مضمر است اندر خزان در بهار است آن خزان مگريز از آن همره غم باش و با وحشت بساز مى طلب در مرگ خود عمر دراز (مولوى) فاطمه شمس الدينى شماره اشتراك 2558, از سيريز تلازم بين سختى و آسايش قرآن كريم مى فرمايد: (يولج الليل فى النهار ويولج النهار فى الليل;16 خدا شب را در شكم روز فرو مى برد و روز را در شكم شب.) در شكم گرفتارى ها و مصيبت ها, نيك بختى ها و سعادت ها نهفته است; هم چنان كه گاهى هم در درون سعادت ها, بدبختى ها تكوين مى يابند و اين فرمول جهان است. ضرب المثل معروف: (پايان شب سيه, سپيد است), تلازم قطعى بين تحمل رنج و نيل به سعادت را بيان مى كند. گويى سپيدى ها از سياهى ها زاييده مى شوند; هم چنان كه سفيدى نيز در شرايط انحرافى, سياهى توليد مى كند. قرآن براى بيان تلازم سختى ها و آسايش ها مى فرمايد: (فان مع العسر يسراً* ان مع العسر يسراً;17 پس حتماً با سختى آسانى است, حتماً با سختى آسانى است.) قرآن نمى فرمايد كه بعد از سختى, آسانى است; تعبير قرآن اين است كه با سختى آسانى است; يعنى آسانى در شكم سختى و همراه آن است. زندگى در مُـردن و در محنـت است آب حيوان18 در درون ظلمت است سيد على طاهرى شماره اشتراك 5933, از بروجرد روزى پيامبر اكرم(ص) به خانه يكى از مسلمانان دعوت شدند, وقتى وارد منزل شدند مرغى را ديدند كه در بالاى ديوار تخم كرد و تخم مرغ افتاد و نشكست. رسول اكرم(ص) در شگفت شدند. صاحب خانه گفت: آيا تعجب فرموديد؟ قسم به خدايى كه تو را به پيامبرى برانگيخته است, به من هرگز آسيبى نرسيده است. رسول اكرم برخاستند و از خانه آن مرد رفتند, گفتند: كسى كه هرگز مصيبتى نبيند, مورد لطف خدا نيست. مصايب, مادر خوش بختى ها است.19 فلسفه بعضى دشوارى ها در اين جهان همين است كه خفتگان را تكان بدهد و بيدار كند و اين فقط در اين جهان بينى درست مى آيد كه معتقد باشيم كه در اين جهان خوابى هست و بيدارى و نظارتى, و خداوند گاه آدميان را با تكان هاى سخت از خواب بيدار مى كند, هم چنان كه بر بعضى عذاب خواب و مرده گى فرو مى فرستد. مولانا هم از داغ كشيدن و به باغ كشيدن, چنين دركى داشت; يعنى باز شدن چشم را نتيجه مى گرفت: ييك لحظه داغم مى كشى, يك دم به باغم مى كشى پيش چراغم مى كشى تا واشود چشمان من چون منزل ما خاك نيست, گر تن بريزد باك نيست انديشه ام افلاك نيست, اى وصل تو كيوان من ملت هايى كه در دامان سختى ها و شدايد روزگار را سپرى مى كنند, نيرومند و با اراده مى گردند. مردم راحت طلب, نازپرورده, محكوم و بدبختند. اندر طبيعت اسـت كه بايد شود ذليل هر ملتى كه به راحتى و عيش خو كند بابك اسماعيلى شماره اشتراك 3501, از اصفهان نيچه مى گويد: (تو را به قدرى دوست مى دارم كه رنج و آشفتگى و سرشكستگى برايت آرزو مى كنم, به تو رحم نمى كنم, چون تو را دوست دارم. مى دانى چرا؟ آرزو دارم كه نيروهاى خفته تو بيدار گردد تا در شدايد روزگار با روحى مسلح پايدار باشى.)20 ييكى از دانشمندان علوم تربيتى مى گفت: (دوستى داشتم كه به اتفاق به هند مسافرت نموديم, پاره اى از شب ها دوستم از نظر من غايب مى شد. چون سبب پرسيدم, گفت: در اراده خود احساس سستى مى نمودم, دوست داشتم آن را تقويت نمايم. از اين جهت در دل شب به صحرا و جنگل مى روم و با شير و حيوانات درنده مبارزه مى كنم. در آن جا آتش فراوانى فراهم مى سازم كه اگر از انداختن آتش بر آن درندگان غفلت نمايم, مرگ من حتمى خواهد بود. و با تكرار اين عمل هر روز پايدارى من در برابر شدايد بيشتر مى شود.)21 سيده فاطمه شعبانى شماره اشتراك 5726, از تنكابن, سلمانشهر (ماركوس گارسيا) گفته است: گاهى خداوند موهبتى را براى كمك به دانستن بهترِ قدر آن, از بنده اش مى گيرد. خداوند مى داند كه روح را تا چه حد مى توان آزمايش كرد و هرگز فراسوى آن حد نمى رود. در چنين مواقعى هرگز نبايد گفت: خداوند مرا ترك گفته است. اگر خداوند ما را به امتحانى وامى دارد, موهبت هايى نيز به قدر كافى و احتمالاً بيش از مقدار كافى براى سربلندى در امتحان در اختيارمان قرار مى دهد. وقتى كه حضور او را از دور حس مى كنيم, بايد از خود بپرسيم آيا مى دانيم چگونه بايد از چيزهايى كه او در سر راه ما قرار داده است, استفاده كنيم. عشرت فرامرزى شماره اشتراك 3599, از لار حضرت على(ع) در نهج البلاغه, قصار93 مى فرمايد: نگوييد خدايا به تو از فتنه ها و گرفتارى ها پناه مى برم, زيرا هيچ كس نيست كه با گرفتارى ها مواجه نباشد. بگوييد: خدايا از فتنه هاى گمراه كننده و از آن جنبه گمراه كننده فتنه ها به تو پناه مى برم. در آيه 23 سوره حديد مى خوانيم: اين مصايب به دليل آن است كه براى آن چه از دست داده ايد, تأسف نخوريد و به آن چه به شما داده است, دل بسته و شادمان نباشيد: (لكيلا تأسوا على مافاتكم ولاتفرحوا بما آتيكم). اين دو جمله كوتاه در حقيقت يكى از مسائل پيچيده فلسفه آفرينش را حل مى كند, چرا كه انسان هميشه در جهان هستى با مشكلات و گرفتارى ها و حوادث ناگوار روبرو است. قرآن مى گويد: هدف اين بوده كه شما دل بسته و اسير زرق و برق اين جهان نباشيد. اين مصايب, زنگ بيدار باشى است براى غافلان و شلاقى است براى ارواح خسته و رمزى است از ناپايدارى جهان و اشاره اى است به كوتاه بودن عمر اين زندگى.22 زهره قرائى اوّل شماره اشتراك 2549, از كاشمر, شهر ريوش مردم و حوادث مردم در برابر حوادث چهار دسته اند: 1. گروهى همين كه با حوادث تلخ روبرو شدند, داد و فرياد راه مى اندازند و به لطف و حكمت خداوند و به نظام آفرينش بد مى گويند: (اذا مسهُ الشرُّ جزوعاً).23 2. دسته دوم كسانى هستند كه سختى ها را با روح استقامت و پشتكار تحمل مى كنند و با زبان دل مى گويند: ما همه از خداييم و به سوى او باز مى گرديم: (انا لله و انا اليه راجعون).24 3. دسته اى ديگر كسانى هستند كه حتى از گروه دوم بيشتر رشد كرده اند و در برابر سختى ها شكر هم مى كنند. در زيارت نامه عاشورا مى خوانيم: (اللهم لك الحمد حمد الشاكرين لك على مصابهم).25 4. دسته چهارم آنانند كه هنگام برخورد با ناگوارى ها نه تنها به عدل خدا بدبين نمى شوند و نه تنها شكر مى كنند, بلكه عاشقانه به سراغ ناگوارى ها مى روند: (واجعلنى فى ميادين السابقين).26 حضرت على(ع) در اين طيف قرار دارد. نجميه جعفرى سيريزى شماره اشتراك 5109, از سيريز خداوند در قرآن كريم بعضى از پيامبرانى را كه در بوته امتحان الهى قرار گرفته اند, براى عبرت و پندآموزى مسلمانان ذكر مى كند, كه در اين جا به چند نمونه اكتفا مى كنيم: 1. ابراهيم خليل الرحمن: قرآن درباره وى مى فرمايد: (به ياد آر زمانى را كه خداوند ابراهيم را با يك رشته امور آزمايش كرد و او نيز به خوبى از عهده آن ها برآمد و به او گفت: من تو را پيشواى مردم قرار مى دهم.)27 2. داوود, پيامبر بزرگ بنى اسرائيل: او با طرح سؤالى از جانب دو نفر كه مشروح آن در سوره (ص) آيه هاى 23ـ24 وارد شده است, آزمايش شد قرآن در اين باره مى فرمايد: (و داوود تصور كرد كه ما او را در بوته آزمايش قرار داديم, از خداوند جهان طلب آمرزش كرد و به ركوع افتاد و به خدا روى آورد.)28 3. سليمان, فرزند حضرت داوود: او نيز مانند پدرش داوود به طور خصوصى آزمايش شد. قرآن به اين حقيقت اشاره كرده و مى فرمايد: (ما سليمان را آزمايش كرديم و جسد مرده اى را بر تخت او افكنديم, آن گاه او به سوى خدا بازگشت.)29 4. حضرت موسى: موسى از دوران تولد تا روزى كه ديده از جهان فرو بست, در بوته آزمايش هاى مختلف قرار گرفت كه قرآن پس از يادآورى آن به وى, مى فرمايد: (ما تو را با آزمايش هايى آزموديم, آن گاه در ميان مردم اقامت گزيدى. اكنون به مقام نبوت رسيدى.)30 پى نوشت ها: 1ـ تفسير نمونه, ج5, ص186; به نقل از: مفردات راغب. 2ـ تفسير الميزان, ج1, ص271. 3ـ بقره(2) آيه 246. 4ـ همان, آيه 247. 5ـ همان, آيه 249. 6ـ همان. 7ـ همان. 8ـ چهل حديث, امام خمينى(ره), ص238. 9ـ نهج البلاغه, خطبه 144. 10ـ همان, حكمت93. 11ـ اصول كافى, ج1, ص370. 12ـ توحيد صدوق, باب57, ص354, حديث3. 13ـ احتجاج, ج2, ص85. 14ـ آل عمران(3) آيه 173. 15ـ نهج البلاغه, نامه 45. 16ـ حج(23) آيه 61. 17ـ انشراح(94) آيه 5و6. 18ـ آب حيوان= آب حيات. 19ـ بحارالانوار, ج15, ص56. 20ـ جعفر سبحانى, رمز پيروزى مردان بزرگ, ص159. 21ـ احمد امين, راه تكامل, ج1, ص154. 22ـ ر.ك: تفسير نمونه, ج5. 23ـ معارج(70) آيه 20. 24ـ بقره(2) آيه 155. 25ـ از جملاتى است كه در سجده پس از زيارت عاشورا خوانده مى شود. 26ـ قسمتى از دعاى كميل. 27ـ بقره(2) آيه 124. 28ـ ص(38) آيه 24. 29ـ همان, آيه 34. 30ـ طه(20) آيه 40; مطالب فوق با اقتباس از منشور جاويد, تأليف جعفر سبحانى, ج1, ص258ـ261 ذكر شده است.

فهرست عناوین
فونت درشتر
فونت ریزتر
نسخه متنی
نسخه چاپی
ارسال به دوستان