شماره : 303
آخرین شماره ها
نشریات دیگر

با خیال زندگانی، زندگانی می‌کنم

کفاش مهدی

نگاهی به زندگی و شعر امیری فیروزکوهی

سيدكريم اميري فيروزكوهي، متخلص به امير، در سال 1289 شمسي در دهكده‌ي فرح‌آباد به دنيا آمد. تحصيلات ابتدايي را در مدارس تهران به پايان برد و بعد از 20 سالگي به تحصيل علوم حوزوی پرداخت و ادبيات عرب، منطق، كلام، حكمت، فقه و اصول را فراگرفت. پس از مدتي به تحصيل موسيقي علمي روي آورد. اميري در جواني به خدمت اداره‌ی ثبت اسناد درآمد. او با بسياري از انجمن‌هاي ادبي مانند: انجمن ادبي ايران، انجمن ادبي فرهنگستان و انجمن ادبي حكيم نظامي همكاري داشت. سيدكريم اميري فيروزكوهي، در سن 75 سالگي در نوزدهم مهر سال 1363 در تهران درگذشت.

شاعری امیرزاده!

سیدکریم اميري فيروزكوهي، فرزند سيدمصطفي قلي منتظم‌الدوله بود. جد اعلاي وي نيز، امير محمدحسين‌خان ارجمندی سردار از جمله فاتحين هرات است كه آثار او در مازندران و فيروزكوه معروف است. از جمله اولين دبستان خيريه‌ي ايتام در تهران كه به دبستان فيروزكوهي مشهور است، از آثار عموی او ميرسيدكريم‌خان سردار مكرم فيروزجنگ است كه بسياري از مردان علم و سياست در اين دبستان تربيت يافته و جمع كثيري از موقوفات آن بهره‌مند شدند.(1) پدر اميري فردی اروپا ديده‌ و آشنا به تمدن جديد بود. او به سمت سرداري در خدمت دولت اشتغال داشت. وي در 7 سالگي پدر را كه مردي نيكنام و نيكوكار و از رجال بنام عهد قاجار بود از دست داد.(2)

امیرِ ادب

اميري، تحصيلات ابتدايي را در مدارس تهران مانند: سيروس، ثروت، سلطاني، آليانس و كالج آمريكايي آغاز كرد. بعد از 20 سالگي به تحصيل علوم حوزوی پرداخت و ادبيات عرب، منطق، كلام، حكمت، فقه و اصول را در محضر اساتیدی مانند آقاشيخ عبدالنبي كجوري، آقاسيدحسين مجتهد كاشاني، سيدكاظم عصار، ميرزاخليل كمره‌اي و سيدمحمود امام‌جمعه فراگرفت. امیری فیروزکوهی پس از مدتي به تحصيل موسيقي علمي روي آورد.(3)

در جواني از سوی دوستش مرحوم رهي معيري از كتابخانه‌ی شاهزاده فرهادميرزا معتمدالدوله، ‌شاهزاده‌ی باسواد دوره‌ی قاجار، ‌دو نسخه از ديوان صائب را خريدند، مطالعه كردند و بدين گونه به صائب تبريزي انس گرفتند.(4) در این سال‌ها علاقه‌ی اميري به ادبیات فارسی و شعر بیش‌تر نمایان شد. او به همراه چند نفر و با مشاركت وحيد دستگردي در انجمن حكيم نظامي، به تصحيح و شرح «خمسه‌ي نظامي» پرداخت.(5)

سيدكريم اميري فيروزكوهي از سال 1350 در دانشكده‌ی ادبيات دانشگاه تهران دو واحد درس براي دوره‌ی ليسانس تدريس مي‌كرد. از جمله‌ی ديگر فعاليت‌هاي او نوشتن مقدمه بر ديوان صائب تبريزي بود كه اين امر را به خواسته‌ی آثار و مفاخر فرهنگي نوشته است. رهي معيري،‌ گلچين،‌ همداني،‌ بيضايي و جلال‌الدين همايي از جمله دوستان اميري فيروزكوهي بودند.(6)

اميري به نام «امير» تخلص مي‌كرد. او از شاعران غزل‌سراي بنام معاصر است كه به فارسي و عربي شعر مي‌سرود. وي از احياكنندگان «سبك هندي» در دوره‌ي معاصر است. او ارادت ویژه‌ای به صائب تبریزی داشت. دشمنان او مي‌گفتند كه اميري صائب را قبول دارد و نسبت به شاعران ديگر بي‌اعتنا است، اما چنين نبود.(7)

سرانجام سيدكريم اميري فيروزكوهي، در سن 75 سالگي در نوزدهم مهر سال 1363 در تهران درگذشت و در حضرت عبدالعظيم به خاك سپرده شد.(8)

چهره‌ی متفاوت «امیر»

بسیاری امیری فیروزکوهی را تنها یک شاعر و ادیب توانا می‌دانند که هیچ علاقه‌ای به شعر نو نداشت و برای شعر کلاسیک و شاعران آن بیش از شاعران نوگرا احترام قائل بود. با این حال او نسبت به حوادثی که در جهان و پیرامونش اتفاق می‌افتاد، بی‌اعتنا نبود و برخلاف سلیقه‌ی کهن شعری‌اش بسیار نواندیش بود.

 او قصیده‌ی ۴۸ بیتی درباره‌ی فرود آمدن سفینه‌ی آمریکایی بر کره‌ی ماه سرود با این مطلع:

بینید که راز فلک از پرده درآمد                

وان پرده‌نشین فلکی، پرده درآمد

قصیده‌ی «نشید شادی» را در تحسین از ابراز شهامت و فداکاری بانویی فلسطینی در ۵۳ بیت سرود با مطلع:

آن‌جا غزاله‌ای بین خورشید در حبالش

بام زمین مجالش، شیر غرین غزالش

قصیده‌ی ۳۸ بیتی «ای وطن» را به مناسبت فتح خرمشهر به دست رزمندگان ایرانی در سال ۱۳۶۱ سرود:

ای وطن ای مفخر من لطف حقّت یار باد

لطف حقّت یار و دشمن خوار و خواری عار باد

او قصیده‌ی ۴۷ بیتی درباره‌ی جنگ رمضان ۱۹۷۳ میلادی میان مصر و اسرائیل با مطلع زیر دارد:

ای مسلمانان شما را فتح و نصرت یار باد

فتح و نصرت یارتان در صلح و در پیکار باد

قصیده‌ی «قمر من» را در همان سالی که برای اولین بار قمر مصنوعی به آسمان فرستاده شد، خطاب به همسر گرامی و شریک محبوب و وفادار زندگی‌اش سروده و ضمناً در آن وصف جالبی از دختر دانشمندش امیربانو فرموده با مطلع:

ای همسر من، ای زن عِلوی گهر من

ای زنده به جان و سر تو، جان و سر من

«امیر» قصیده‌ی طنزی در وصف مرحوم حاج سیدمحمدعلی دریاباری؛ لَلِه و ملازم همیشگی خود، که گاه گاه (به نحو استمرار!) از فیروزکوه به تهران می‌آمد و در خانه‌ی امیر می‌ماند؛ سروده که در نوع خود ممتاز است. این حاج سیدمحمدعلی دریاباری با همه‌ی سن زیادش، صورتی شاداب و قیافه‌ای پرابهت با محاسنی انبوه که همواره به مدد حنا قرمز خیلی خوش‌رنگی می‌کرد، داشت و لباس روحانی می‌پوشید و بر انگشتان هر دو دست انگشترهای متعددی کرده و شال سبزی بر کمر می‌بست و با آن که می‌دانست آنچه را می‌گوید بر یخ می‌نویسد و کسی آن را نمی‌پذیرد، بی‌هیچ پروایی بر«آقا» و اهل خانه می‌فرمود! قصیده‌ی امیر در وصف او به راستی شاهکاری در هزل و مطایبه است با مطلع:

پیرانه‌سر از آتش سنین              

دارم سَقَری سخت آتشین!

امیری فیروزکوهی در نگاه دیگران

آیت‌الله خامنه‌ای در سال‌های جوانی به انجمن ادبی فردوسی پیوست كه عده‌ی‌شان هرچند اندك بود، تبحرشان در نقد و حلاجی شعر بی‌مانند بود. جلسه‌های انجمن در هفته یك شب و در منزل عبدالعلی نگارنده، برگزار می‌شد. شاعران این انجمن عمدتاً مسحور صائب تبریزی بودند و اشعار شاعران مكتب عراقی- سبك رایج روزگار- برای‌شان حلاوتی نداشت. ایشان نیز تحت‌ تأثیر مضمون‌پردازی‌ها و نازك‌اندیشی‌های سبك هندی قرار گرفت و از آن حظ بیش‌تری برد. همین شیفتگی موجب شد، امیری فیروزكوهی، بزرگ‌ترین شاعر این سبك در ایران را در تهران، پیدا كند و دوستی دیرپایی بین‌شان صورت یابد. امیری فیروزكوهی همیشه از هوش آیت‌الله خامنه‌ای در دریافت پیچیدگی و ظرایف و طرائف شعر- خاصه شعر سبك هندی - با تحسین توأم با حیرت یاد می‌كرد و بارها به غلامرضا قدسی گفته بود: «ایشان بزرگ‌ترین شعرشناس ایران است.»

مقام معظم رهبری در جلسه‌ای با شاعران جوان با اشاره به بزرگی امیری از ناشناخته بودن او در میان شاعران جوان این‌گونه یاد کردند: «یک شاعرى مثل مرحوم امیرى فیروزکوهى که حقاً در قله‌ى غزل زمان خودش قرار داشت، بیش‌ترین تجلى و نمایشى که از او می‌شد مشاهده کرد، در یک جلسه‌ى خصوصى بود که در گوشه‌ى انزواى خودش، چهار تا، پنج تا دوست و رفیقش باشند و او غزل خودش را بخواند.»

استاد دکتر احمد مهدوی‌دامغانی که تا پایان عمر امیری فیروزکوهی همراه و دوست نزدیک او بود در مقاله‌ای که به مناسبت دهمین سالگرد درگذشت امیری فیروزکوهی نوشت او را این‌طور توصیف کرد:

«بزرگان شعر و ادب پارسی معاصر، امیر را در قصیده‌سرایی تالی(9) حکیم خاقانی و در غزل‌سرایی ثانی صائب شمرده و شناخته‌اند و این شهادت و اظهارنظر خود را در طی قصاید و قطعات و غرلیات و مثنویات و یا مکاتباتی به «امیر» تقدیم داشته‌اند که امیر بعضی از آن را ضمن «اخوانیات» یا «جوابیاتی» پاسخ فرموده‌ است.»

سیدعلی موسوی‌گرمارودی شاعر و منتقد ادبی، در ارزیابی ادبیات معاصر گفت: «استاد بزرگوار ما امیری فیروزکوهی می‌گفت، رهی معیری زمانی که یک غزلی می‌سرود، 6 ماه روی آن کار می‌کرد، یک غزل 7 بیتی را حسابی صیقل می‌داد، کلمه‌ها را جابه‌جا و  کلمه‌های بهتر را پیدا می‌کرد، تا در نهایت غزل را به اتمام می‌رساند. شاعران جوان معاصر نیز باید از اساتید زبان و ادب فارسی الگو بگیرند.»

شاعران و اندیشمندان بسیاری در سوگ او سرودند از جمله دکتر سیدعلی‌محمد سجادی، سهیل محمودی، مهرداد اوستا، محمد ابراهیم گودرزی«شاهد».... که از آن میان به دو بیت از صفا لاهوتی اکتفا می‌کنم:

دامان شفق به داغ او گلگون شد

پیمانه‌ی لاله از غمش پرخون شد

در سوگ «امیری» دل ارباب ادب

خون گشت وز دیده‌ی سخن بیرون شد

شعری از امیری فیروزکوهی:

زندگی با یاد ایام جوانی می‌کنم

با خیال زندگانی، زندگانی می‌کنم

گرچه از روز ازل با مرگ پیمان بسته‌ام

باز هم از سست‌عهدی سخت‌جانی می‌کنم

پیش از این از ذوق هستی بود برجا ماندنم

وین زمان از بیم مردن زندگانی می‌کنم

بر لب من خنده از عهد جوانی مانده است

من به یاد شادمانی، شادمانی می‌کنم

من که هرگز ناگهان، آهنگ رفتارم نبود

از جهان آهنگ رفتن ناگهانی می‌کنم

خنده‌ی مهری ندیدم از کسی بر روی خویش

من که با نامهربان هم مهربانی می‌کنم

دل ز غم چون اختران آسمان لرزد مرا

هر زمان یاد از قضای آسمانی می‌کنم

بهر مشتی استخوان کآخر سزاوار سگی است

روز و شب چون سگ به زحمت پاسبانی می‌کنم

گر چه رنج عمر و عیش این جهانم می‌کشد

آرزوی عمر و عیش آن جهانی می‌کنم

روز پیری هم گناهی دیگر از یاد گناه

در نهانگاه خیال خود، نهانی می‌کنم

آرزوها تا به عمر جاودان پاینده‌اند

گر کنم کاری، به عمر جاودانی می‌کنم

من که بودم از سبک‌روحی عنان‌دار نسیم

این زمان بر خاطر خود هم گرانی می‌کنم

زندگی با محنت بی‌عشقی و پیری«امیر»

من به حکم عادت از عهد جوانی می‌کنم

1. سخنوران نامي معاصر ايران، تأليف: سيدمحمدباقر برقعي، قم، انتشارات خرم، ص368.

2. گوهر، شماره‌ی2، اسفند1351.

3. مشاهیر ادب معاصر ایران، گردآورنده: علی میرانصاری، دفتر اول، تهران، سازمان اسناد ملی ایران، ص469.

4. اميربانو كريمي، صائب و پدرم اميري فيروزكوهي، ‌فصل‌نامه‌ی فرهنگ اصفهان، آبان 1381، ص17.

5. مشاهير ادب معاصر ايران، گردآورنده: علي ميرانصاري، دفتر اول، تهران، سازمان اسناد ملي ايران، ص469.

6. اميربانو كريمي، صائب و پدرم اميري فيروزكوهي، ‌فصل‌نامه‌ی

فرهنگ اصفهان، آبان1381، ص17.

7. همان، ص18.

8. مشاهير ادب معاصر ايران، گردآورنده: علي ميرانصاري، دفتر اول، تهران، سازمان اسناد ملي ايران، ص 469.

9. تالی: پیرو.

 

فهرست عناوین
فونت درشتر
فونت ریزتر
نسخه متنی
نسخه چاپی
ارسال به دوستان