فصلنامه تخصصی
تابستان 1390
شماره 40

جهت بزرگنمایی عکس کلیک نمایید
جهت بزرگنمایی عکس کلیک نمایید
 

اقدامات عمراني شاهان صفوي در عتبات عاليات  


کاظمی دلیگانی مریم  


عتبات در عصر نخستين شاهان صفوي

شاه اسماعيل اول، بنيان­گذار سلسله صفوي، در سال 907ق/1502م. به تأسيس سلسله­اي موفق گرديد که با گذشت هفت سال (914ق/1508م) دامنه فتوح آن، به بيشتر نواحي عراق عرب گسترش يافت، و اين امر، خصومت ميان دو دولت صفوي و عثماني را سرعت و شدت بخشيد.

دولت صفوي از آغاز تأسيس، با رسمي نمودن تشيع در ايران، آن را پشتوانه­اي براي حمايت از خود قرار داد و با روش­هاي مختلف توسل و تمسک مذهبي کوشيد خود را بيش از پيش مطرح و قلوب شيعيان را به صفويه جلب نمايد. بنابراين، با مهم شمردن زيارت قبور ائمه اطهار(ع) در عراق عرب توسعه و آباداني اين اماکن مقدس شيعي، در رأس برنامه­هاي مذهبي، فرهنگي و سياسي، اجتماعي دولت صفوي قرار گرفت. در آن زمان، آتش جنگ با دولت قدرت­مند عثماني شعله­ور شده بود و وجود عتبات مي­توانست کمک بزرگي براي شاهان صفوي باشد؛ «زيرا از شهرهاي مقدس، امواجي به حرکت در مي­آمد که جاذبه­هاي قوي داشت، امواجي که حرکت­شان مخالف سلطان ]عثماني[ و در نتيجه موافق شاه بود».[1]

هنگامي که شاه اسماعيل اول، در سال 914ق/1508م. قدم به خاک عراق نهاد، ابتدا به زيارت مرقد مطهر امام حسين(ع) و شهداي کربلا و سپس به سوي نجف رفت و علاقه و شيفتگي خود را به ائمه اطهار(ع) آشکارا ابراز نمود و از سوي ديگر، بر انتسابش به امام موسي کاظم(ع) تأکيد کرد. هم­زمان با ورود شاه اسماعيل به عراق، اقدامات عمراني و تلاش براي بازسازي و توسعه عتبات آغاز شد. او «جهت هر يک از آن شش عتبه کعبه مرتبه نقاره و راتبه مقرر ساخت و فرمود که نجاران هنرمند و مهندسان خاتم­بند از اطراف ممالک محروسه در بغداد جمع آمده، شش صندوق منقش به نقوش اسلامي و ختائي در غايت تکلف و زيبايي ترتيب دهند و صناديق قديم را از آن مرقد عطرپاش برداشته صندوق­هاي مجدد را به جايش نهند.»[2] ساخت اين صندوق­ها که هر کدام شاهکاري هنري به شمار مي­آيد تا سال 932ق/1526م. به طول انجاميد. ظاهراً، هر يک از آنها به وسيله هنرمنداني جداگانه ساخته شده­اند، زيرا صندوقي که روي آرام­گاه امام جواد(ع)، در کاظمين، قرار دارد از نظر فن خاتم­سازي و منبت­کاري، جزء زيباترين و برترين آنهاست. اين صندوق که در سال 926ق/1520م. ساخته شد. «به قدري ريز و پرکار است که شاه­کار آن با چشم غيرمجهز ديده نمي­شود...».[3] در آستانه هر يک از ائمه(ع)، نقاره­خانه­هايي ساختند که در آنها هم­چون دربار سلاطين، هر روز صبح و عصر به انجام مراسم مي­پرداختند. هم­چنين براي آباداني شهر نجف و حتي رساندن آب به حرم مطهر اميرالمؤمنين(ع) تلاش بسيار گرديد.[4] «آستانه کاظمين(ع) که بر اثر طغيان رودخانه دجله، و غفلت­هاي زمان گذشته و قرار داشتن در کانون منازعات فرقه­اي، ويران شده بود، مورد توجه خاص شاه اسماعيل قرار گرفت و از بنياد خراب گرديد و عمارت از پيش طراحي شده و زيبايي از نو بر آن ساخته شد».[5] اين بازسازي جديد، تمامي حرم را در بر مي­گرفت. همچنين صحن توسعه يافت و با مرمر، سنگ فرش گرديد. صندوق­هاي چوبي قديمي را برداشته و جاي آن، صندوق­هاي خاتم­کاري زيبا قرار گرفت. حرم با بناي دو گلدسته و بهترين کاشي­ها تزيين شد. کاروان­سراي درون صحن با انتقال به بيرون، در پشت آن ساخته شد. حرم را با فرش­ها و چلچراغ­ها زيبا نمودند و براي آن خادم و موذن و نگهبان تعيين گرديد. بر کتيبه­اي در قسمت بيروني ديوار رواق شرقي، روبه­روي صحن مطهر چنين نوشته شد: «امر کرد به ايجاد اين بناي شريف،
سلطان سلاطين جهان، سايه خدا بر سر خلق عالم، ياري­گر دين جدش احمد(ص)، پرچم­دار راه محمد(ص) ابوالمظفر، شاه اسماعيل، پسر شاه حيدر، پسر جنيد صفوي موسوي، خداوند سلطنتش را براي برپائي پرچم دين پاينده دارد و حجت و دليلش را براي هدم و نابودي گمراهان تأييد نمايد. اين نوشته در ششم ربيع­الثاني سال 926 تحرير شد».[6]

درباره شاه اسماعيل اول، پس از زيارت حرم عسکريين(ع) در سامرا نقل است: «... به آن آستان عرش نشان، قالي­هاي رنگين و فرش­هاي الوان انداخته به فراشي و خدمت آن مکان تفاخر مي­نمودند...».[7] تنها يک دهه پس از مرگ او در سال 930ق/1526م. با جدايي عراق عرب از حکومت صفوي، آن اماکن تحت سلطه عثماني قرار گرفت، اما با وجود تمام موانعي که آن دولت ايجاد کرده بود در هر فرصت ممکن، اقدامات عمراني در عتبات ادامه مي­يافت. شاه طهماسب اول (930ـ996ق/1524ـ1588م.)، فرزند و جانشين شاه اسماعيل اول، پادشاهي متدين و متعصب در امور مذهبي بود که در گسترش آن، سعي بسيار مي­نمود، و با تأثير فراوان عتبات عاليات، بر تاييد مذهب تشيع و حکومت تازه تاسيس صفوي، در آباداني آن کوشيد. به فرمان او، تعميرات گسترده­اي در حرم امام حسين(ع) و حضرت ابوالفضل(ع) در کربلا آغاز شد و صحن شمالي حرم امام در اين زمان، بنا گرديد. اصلاحات شاه طهماسب «مناره العبد» يا «مناره غلام» بود که از زيباترين آثار هنر و معماري در اماکن مقدس عراق به شمار مي­آيد.

سابقه بناي «مناره غلام» يا «مناره العبد» به حدود دو قرن قبل از حکومت صفوي باز مي­گردد، که آن، خود واقعه­اي شبيه به معجزه و شايسته توجه است. خواجه مرجان که از سوي سلطان اويس جلاير (757ـ766ق/1356ـ1365م) بر بغداد حکومت مي­نمود، در هنگام غيبت او در عراق و حضورش در تبريز، از اطاعتش سرپيچي کرد و در سال 767ق/1366م. ادعاي استقلال نمود. سلطان اويس بلافاصله به عراق عرب لشکر کشيد و خواجه که توانايي مقاومت در برابر سپاه جلايري را نداشت و با خيانت و فرار اطرافيان، تنها ماند به کربلا و آستان مطهر امام حسين(ع) پناهنده شد. او در آن­جا گلدسته­اي ساخت که به «مناره العبد يا «مرجان» معروف است. سلطان اويس که از اين اقدام خير خواهانه او آگاهي يافت، گناهش را بخشيد و حتي پس از مدتي، بار ديگر او را به پاس احترام به امام حسين(ع) و خدمت­هايي که به آن حرم مطهر نموده بود بر ولايت عراق گماشت. در اين مدت، خواجه مرجان «عمارات عاليه را که پيشتر بنا نهاده و ناتمام مانده بود، به­ اتمام رسانيد و از نو بناهاي رفيع ساخت.[8]

«مناره العبد» يا «مناره مرجان» با ارتفاع چهل متر در طرف شمال­شرقي صحن مطهر قرار داشت، و بلندترين و باشکوه­ترين مناره در تمام اعتاب مقدس عراق به شمار مي­آمد که پس از دو قرن، در سال 982ق/1110م. به دستور شاه طهماسب صفوي، بار ديگر تعمير و تزيين گرديد.[9] هم­چنين شاه طهماسب در جهت بهبود شرايط اقتصادي شيعيان کربلا و آسايش حال زائران، دستور حفر نهري را از رودخانه فرات به سوي شهر کربلا داد که به «طهماسيه» معروف شد.[10] اقدامات عمراني او آستانه حضرت ابوالفضل(ع) را نيز شامل شد، که آن با زيباترين و نفيس­ترين کاشي­ها و فرش­هاي ايراني تزيين گرديد.[11]

عتبات در عصر شاه عباس اول

از هنگام ورود شاه اسماعيل اول به سرزمين عراق، تا زماني که شاه عباس اول (996ـ1038ق/1588ـ1629م) موفق به ورود پيروزمندانه­اش به آن­جا گرديد، حدود يک قرن گذشت. عباس اول، سال 1032ق/1623م. در اوج قدرت سياسي و نظامي قرار داشت، و با موفقيت، سپاه عثماني را در تمام جبهه­ها شکست داد و آنان را عقب راند؛ ديگر دليلي وجود نداشت که او سيادت حکومت سني مذهب عثماني را بر اعتاب مقدس شيعيان بپذيرد، شاه که هميشه خود را «کلب آستان علي» مي­ناميد، با توجه به مشکلات دولت عثماني و فترت حاصل از عدم وجود حکومتي مقتدر در عراق عرب، به قصد زيارت آستان اميرالمؤمنين(ع) در سال 1032هـ . به سمت عراق حرکت نمود و موفق به فتح آن گرديد.[12]

در نظر شاهان صفوي و در رأس همه آنان، شاه عباس اول، سرزمين عراق عرب حکم سنگر ايران و پل ارتباطي شرق به غرب و محل اتصال مسلمانان اين کشور به سرزمين حجاز به شمار مي­آمد. از سوي ديگر، عراق و عتبات عاليات، آرامگاه ائمه اطهار(ع) بود که به سان کعبه­اي ديگر، آمال همه شيعيان جهان و عاملي مهم در گسترش مذهب و فرهنگ تشيع، قلمداد مي­گرديد و همانند پشتيباني محکم، براي شاه بزرگ صفوي محسوب مي­شد و اين دولت از آغاز تاسيس، به آن توجه خاصي داشت. شاه عباس، فقط هنگام ضعف و ناتواني­اش پذيرفت تا آن مناطق را به دشمن کينه­توز خود واگذار سازد و موقتاً او را آرام نمايد، اما سرانجام در آخرين سال­هاي حکومت، موفق به باز پس­گيري آن شد. زماني که شاه عباس، مظفرانه قدم به خاک عراق نهاد، مشاهد مشرفه در عراق با توسعه و آباداني فزاينده­اي مواجه گرديد.[13]

در اين زمان، حرم مقدس حضرت علي(ع) در نجف اشرف در جايگاه اوّل قرار داشت. در واقع، بناي اصلي نجف، در اين دوران گذاشته شد.[14] شيخ بهايي، وظيفه طراحي و نظارت بر بناي اين آستانه مطهر را بر عهده يافت، او طرح بسيار جامع و باشکوهي را ايجاد کرد. گنبد بسيار رفيعي براي حرم بنا شد و اطرافش را رواقي به عرض دوازده زراع که گرداگرد آن رواق، حجرات ساختند و درهاي بسيار نفيس از هنر خاتم­کاري بر آنها نصب نمودند. قبه حرم با کاشي­هاي زمرّدي منقّش آراسته شد و داخل آن با بهترين کاشي­هاي اصفهان و سنگ­هاي مرمر، تزيين گرديد. در چوبي قديمي حرم را برداشتند و دري از نقره به جاي آن قرار دادند. وضوخانه، کاروان­سرا، دارالشفاء و مطبخ نيز جهت اقامت و آسايش زائران دور و نزديک ساخته شد.[15]

ناصرالدين شاه قاجار در سفرش به عتبات در سال 1287ق/1870م. در زيارت از حرم حضرت علي(ع) مي­نويسد: «فرش­هاي ابريشمي قالي که صفوي، يعني شاه عباس انداخته است و رقم هم دارد (کلب علي عباس) مثل اين است که امروز از کارخانه در آمده است».[16]

هم­چنين به دستور شاه عباس ضريح­هاي فولادي با شکوهي ساخته شد که روي هر شش صندوق قديمي در سامراء، کاظمين، کربلا و نجف قرار گرفت، و در همه اين اماکن مقدس، در حد توان ساخت و سازهايي انجام داد. شاه دستور به تعمير کاشي­کاري حرم امام حسين(ع) را نيز داد و ويراني و آسيب­هاي حرم کاظمين را بر طرف نمود.[17]

اقدامات عمراني در عتبات پس از شاه عباس

با مرگ شاه عباس اول در سال 1038ق/1629م. نواده­اش شاه صفي جانشين او گرديد. او در نخستين سال­هاي سلطنتش در برابر پيش­روي سپاه عثماني، مجبور به لشکرکشي به سوي عراق عرب گرديد. شاه در اين سفر نظامي ـ مذهبي­ به بغداد در سال 1042ق/1623م. به زيارت عتبات مقدس ائمه اطهار مشرف شد، و به آباداني و هر چه با شکوه­تر ساختن آن عتبات تاکيد نمود. او حرم کاظمين (ع) را ـ که در اثر طغيان رودخانه دجله درسال 1042هـ خراب شده بود ـ تعمير نمود.[18] هم­چنين در شهر سامراء و عتبه مقدس عسکريين(ع)، دستور به بازسازي و نظارت بر امور حرم را داد.[19] شاه صفي، حرم مطهر اميرالمؤمنين(ع) را که در جنگ­هاي مداوم و آتش توپ­خانه دشمن ويران شده بود از نو بنا کرد؛ «اندرون حرم محترم نيز بسيار تنگ و در هنگام زيارت و ازدحام زائران مرقد مطهر، بر زوار به غايت دشوار بود و سکنه نجف اشرف نيز از بي­آبي که آب شيرين از دو فرسخ راه مي­بايست آورد، تعب و تشويش بسيار مي­کشيدند و مردم عاجز فرومايه را هر روز مبلغي بقيمت آب مي­بايست داد. در اين وقت راي صواب نماي اشرف بدان متعلق گرديد...».[20]

به دستور او، اقدامات عمراني در عتبه حضرت علي(ع) آغاز شد و ميرزا تقي خان مازندراني، اعتمادالدوله شاه، مامور رفع مشکل کم آبي اين شهر شيعه نشين گرديد. مسئله کم آبي شهر نجف و کوشش براي آب­­رساني به اين عتبه مقدس و رفع اين مشكل براي زائران، ساکنان و مجاوران حرم مطهر آن حضرت، مسئله تازه­اي نبود. پيش از شاه صفي بزرگان ديگر سلسله صفوي؛ يعني شاه اسماعيل و عباس اول در اين زمينه تلاش نمودند، اما اقدامات آنان، موقتي و کوتاه مدت بود. شاه اسماعيل اول پس از زيارت آستانه اميرالمؤمنين(ع) در سال 914ق/1508م. دستور داد تا نهر آبي را از رودخانه فرات به نجف حفر کنند و به اين جهت، قاضي جهان از معماران و مهندسان بزرگ آن زمان را براي اين امر مهم، مامور ساخت. قاضي جهان موفق شد تا آب را از رودخانه فرات به چهار فرسخي نجف برساند که «مبلغ دو هزار تومان خرج آن نهر کثيرالفائده شده و محصولات کلي از آن به هم رسيد.»[21] ظاهراً اين نهر پس از اسماعيل و در دوران تسلط حکومت عثماني تخريب گرديد، زيرا شاه عباس پس از زيارت نجف در سال 1032ق/1623م. دستور داد تا نهر آبي را که شاه اسماعيل اول بنا کرده بود دوباره تعمير و اصلاح نمايند؛ ولي چون امکان آب­رساني از نهر به نجف ممکن نشد، ناچار از جاي ديگري قنات حفر نمودند و آب شيرين را تا حرم جاري ساختند. «[شاه عباس] در اين عمل همه لشکر را وادار کرده بود که همه کار مي­کردند».[22]

اکنون نوبت شاه صفي بود که با توجه به نياز شهر نجف و شيعيانش، تلاش نمايد. او دستور داد تا نهر عميقي را از حدود حله به سوي کوفه و تا درياي نجف وصل نمايند، و به وسيله دولاب، آب را بر زمين جاري کنند و آن را به آستان مطهر برسانند. شاه صفي و اعتمادالدوله و ميرزا تقي مازندراني، سرانجام موفق شدند تا سال 1042ق/1623م. و در عرض شش ماه، آب را از شط فرات به نجف اشرف برسانند.[23]

با وجود اين شاه نتوانست عراق عرب و به تبع آن، اماکن مقدس را در برابر پيش­روي سپاه عثماني حفظ نمايد و با انعقاد «عهدنامه زهاب» يا «قصرشيرين» در سال 1048ق/1638م. عراق عرب، به دولت سني مذهب عثماني واگذار گرديد و شهرهاي مقدسش نيز به مناطق تحت تسلط آن امپراطوري در آمد. هر چند اين امر اقدامات عمراني شاهان صفوي در عتبات را متوقف نکرد، اما با توجه به کاهش اهميت عتبات در روابط سياسي دو دولت صفوي و عثماني و سيطره دولت بيگانه بر آن و از سوي ديگر ضعف و سستي شاهان اين سلسله و توجه­شان به عياشي و حرم­سراها، از توسعه و زيباسازي عتبات کاسته شد.

فقط يک مورد قابل ذکر در اواخر عصر صفوي وجود دارد و آن واقعه آتش­سوزي در عتبه مطهر عسکريين(ع) در سال 1106ق/1694م. است که باعث ويراني اين مکان مقدس گرديد. هنگامي که سلطان حسين (1077ـ1135ق/1666ـ1722م) آخرين پادشاه ضعيف صفوي، از اين خبر آگاه شد، تعدادي از علما را براي نوحه­خواني به سامراء فرستاد و براي بازسازي و تعمير اين آستانه از دولت عثماني اجازه گرفت. حرم و رواق را دوباره سنگ فرش کرد و ضريح و چهار صندوق براي حرم ساختند که دو صندوق، براي قبور دو امام دهم و يازدهم شيعيان، يعني امام علي النقي(ع) و امام حسن عسکري(ع) ـ و دو تاي ديگر براي قبر نرجس خاتون، مادر امام زمان(عج)، و حکيمه خاتون، دختر امام جواد(ع) بود و ضريحي از فولاد، روي صندوق­ها قرار گرفت و اين عتبه مطهره تا حد امکان بازسازي شد.[24]

نتيجه

از اين بررسي کوتاه بر مي­آيد که نخستين شاهان سلسله صفوي، کوشش فراواني در راه بازسازي و توسعه عتبات انجام مي­نمودند. آباداني اماکن مقدسي که در آن اهداف مذهبي، اجتماعي و سياسي مهمي دنبال مي­شد، زيرا عتبات و تأثير ناشي از آن نقش مهمي در گسترش مذهب و فرهنگ شيعه در سطح جهان اسلام داشت، و دولت صفوي را از آغاز تاسيس، در رقابتي تنگاتنگ با دولت سُني مذهب عثماني قرار مي­داد؛ از سويي آنان در پي گسترش مذهب تشيع و از سوي ديگر خواستار مشروعيت بخشيدن به حکومت خود و نفوذ در منطقه عراق عرب بودند، و براي رسيدن به اهداف­شان از هيچ کوششي فرو­گذاري نمي­نمودند. بازسازي و مرمت اماکن مقدس شيعيان در عراق، از سوي شاهان صفوي جنبه تبليغي فراواني داشت و هر چند از اعتقادات واقعي، تهي نبود، در زمره اين کوشش­ها محسوب مي­گرديد. دولت صفوي در تمام مدت حاکميت­اش، نقش مهمي در اصلاح و بازسازي عتبات داشت، حتي در دوراني که منطقه عراق در تسلط آنان نبود. اين امر، سبب شد تا بناي اصلي و امروزي بيشتر اين اماکن مقدس در چهار شهر سامراء، کاظمين، کربلا و نجف در عصر صفوي ايجاد شود و پس از آن نيز اين فعاليت­ها ادامه يابد و از طريق اين اقدامات بود که معماري عراق عرب تحت تاثير سبک معماري ايراني قرار گرفت.

پي­نوشت­ها:
* کارشناس ارشد تاريخ.
1 . استيون همزلي لانگريک، تاريخ سياسي و اجتماعي و اقتصادي عراق 1900ـ1500، ترجمه اسدالله توکلي و محمدرضا مصباحي، (مشهد، نشر آستان قدس رضوي، 1378) ص60.
2 . غياث­الدين بن همام­الدين خواندمير، حبيب السير في اخبار افراد بشر، (تهران، نشر کتاب­فروشي خيام، 1333) ج 4، ص 496.
3 . حسين عمادزاده، تاريخ جغرافيايي کربلاي معلي، (تهران، نشر مجله خرد، 1426) ص 118.
4 . مجهول المؤلف، جهانگشاي خاقان (تاريخ شاه اسماعيل)، مقدمه الله دتا مضطر (اسلام آباد، نشر مرکز تحقيقات فارسي ايران و پاکستان، 1360) ص 292.
5 . شيخ محمد حسن آل ياسين، تاريخ حرم کاظمين، ترجمه غلامرضا اکبري، (بي­جا، نشر کنگره جهاني حضرت رضا(ع)، 1371) ص 62ـ63؛ دايرة المعارف تشيع، زير نظر احمد صدر حاج سيدجوادي، (تهران، بنياد خيريه و فرهنگي شط، 1369) ج 1، ص 108ـ109.
6 . آل ياسين، پيشين، ص 65.
7 . جهانگشاي خاقان، ص 289.
8 . محمد بن خاوندشاه ميرخواند، روضه الصفا، (تهران، نشر علمي، 1373) ج 5، ص 575؛ و ر،ک: اسماعيل بن عمر ابن کثير، البدايه و النهايه، (الرياض، نشر مکتبه التعارف، 1996م) ج 14.
9 . عبدالجواد کليددار، تاريخ کربلا و حائر حسين(عليه­السلام)، ترجمه محمد صدر هاشمي، (اصفهان، نشر کتاب­فروشي ثقفي، 1377) ص 178.
10 . ژان اوتر، سفرنامه، ترجمه علي اقبال، (تهران، نشر جاويدان، 1366) ص 66.
11 . محمدحسن مصطفي کليددار، مدينه الحسين او مختصر تاريخ کربلا، (بغداد، نشر النجاج، 1367) ج 1، ص 34؛ سلمان هادي آل طعمه، تراث کربلا، (بيروت، نشر موسسه الاعلمي للمطبوعات، 1403) ص 61.
12 . اسکندربيک ترکمان، عالم آراي عباسي، تصحيح ايرج افشار، (تهران، چاپ گلشن، 1350) ج 3، ص 996ـ998.
13 . سيد محمد دُراج نقيب سادات و مجتهد بزرگ کربلا، توليت آستانه امام حسين(ع) کليدهاي حرم مطهر را در دست داشت. او در زمان شاه عباس اول، مورد اعتماد او قرار گرفت. حمايت دراج از اهل سنت و نجات آنان از خشم شاه عباس، سبب محبوبيت و نفوذ معنوي او در ميان مسلمانان گرديد. اين مسئله در سال­هاي پس از عهدنامه زهاب و تسلط دولت عثماني بر عراق، سبب خشم پادشاهان حاکم بر عراق گرديد و سرانجام در سال 1050ق/1640م. به فرمان حاکم وقت عثماني در عراق به شهادت رسيد.
براي اطلاع بيشتر، ر.ک: هامر پورگشتال، پيشين، ج 3، ص 2045؛ عباس العزاوي، تاريخ العراق بين احتلالين، (بغداد، طبعه الفضيحه الاهليه، 1939) ج 4، ص 241.
14 . سعار ماهر، مشهد الامام معلي في النجف و ما به الهدايا و التحف، (قاهره، نشر دارالمعارف بمصر، بي­تا) ص 153.
15 . آقاسيدعبدالله، لولو صدف في تاريخ النجف، (بي­جا، چاپ مهربان، 1379) ص60ـ61.
16 . ناصرالدين شاه، شهريار جاده­ها، (سفرنامه ناصرالدين شاه به عتبات)، (تهران، نشر سازمان اسناد ملي ايران، 1372) ص 126.
17 . آل ياسين، پيشين، ص 79؛ کليددار، پيشين، ص193.
18 . همان، ص 80.
19 . اسکندربيک ترکمان، ذيل تاريخ عالم آراي عباسي، تصحيح سهيلي خوانساري، (تهران، چاپ اسلاميه، 1371) ص 81.
20 . همان، ص 94.
21 . خواجه زين­العابدين علي عبدي بيک شيرازي، تکمله الاخبار، تصحيح عبدالحسين نوايي، (تهران، نشر ني، 1369) ص 211ـ213.
22 . محقق ورسي، نجف اشرف در ادوار زمان، (مشهد، نشر دفتر تحقيقات و انتشارات محب، 1375) ص 73؛ محمد بن عبود الکوفي، نزهةالغري في تاريخ النجف، (نجف، مطبعه الغري الحديثه، 1471) ص 62.
23 . ترکمان، پيشين، ص 95؛ رضاقلي­خان هدايت، روضه الصفاي ناصري، تصحيح جمشيد کيان­فر، (تهران، نشر اساطير، 1380) ج 4، ص 6877.
24 . دايرةالمعارف تشيع، ج 1، ص 93.
منابع

- آقاسيدعبدالله، لولو صدف في تاريخ النجف، (بي­جا، چاپ مهربان، 1379).
- آل طعمه، سلمان هادي، تراث کربلا، (بيروت، نشر موسسه الاعلمي للمطبوعات، 1403).
- آل ياسين، شيخ محمد حسن، تاريخ حرم کاظمين، ترجمه غلامرضا اکبري، (بي­جا، نشر کنگره جهاني حضرت رضا(ع)، 1371).
- اوتر، ژان، سفرنامه، ترجمه علي اقبال، (تهران، نشر جاويدان، 1366).
- ترکمان، اسکندربيک، عالم آراي عباسي، تصحيح ايرج افشار، (تهران، چاپ گلشن، 1350) 3 جلد.
- ـــــــــــــــــ ، ذيل تاريخ عالم آراي عباسي، تصحيح سهيلي خوانساري، (تهران، چاپ اسلاميه، 1371).
- خواندمير، غياث­الدين بن همام­الدين، حبيب السير في اخبار افراد بشر، (تهران، نشر کتاب­فروشي خيام، 1333) ج 4.
- دايرة المعارف تشيع، زير نظر احمد صدر حاج سيدجوادي، (تهران، بنياد خيريه و فرهنگي شط، 1369) ج 1.
- عبدي بيک شيرازي، خواجه زين­العابدين علي، تکمله الاخبار (تاريخ صفويه از آغاز تا 978هـ ق)، تصحيح عبدالحسين نوايي، (تهران، نشر ني، 1369).
- عبود الکوفي، شيخ محمد بن شيخ، نزهةالغري في تاريخ النجف، (نجف، مطبعه الغري الحديثه، 1371ق).
- العزاوي، عباس، تاريخ العراق بين احتلالين، (بغداد، مطبعه الفضيحه الاهليه، 1939) ج4.
- عمادزاده، حسين، تاريخ جغرافيايي کربلاي معلي، (تهران، نشر مجله خرد، 1426).
- کليددار، محمدحسن مصطفي، مدينه الحسين او مختصر تاريخ کربلا، (بغداد، نشر النجاج، 1367) ج 1.
- کليددار، عبدالجواد، تاريخ کربلا و حائر حسين(عليه­السلام)، ترجمه محمد صدر هاشمي، (اصفهان، نشر کتاب­فروشي ثقفي، 1377).
- لانگريک، استيون همزلي، تاريخ سياسي و اجتماعي و اقتصادي عراق 1900ـ1500، ترجمه اسدالله توکلي و محمدرضا مصباحي، (مشهد، نشر آستان قدس رضوي، 1378).
- ماهر، سعار، مشهد الامام معلي في النجف و ما به الهدايا و التحف، (قاهره، نشر دارالمعارف بمصر، بي­تا).
- ميرخواند، محمد بن خاوندشاه، روضه الصفا، (تهران، نشر علمي، 1373) ج 5.
- مؤلف نامعلوم، جهانگشاي خاقان (تاريخ شاه اسماعيل)، مقدمه الله دتا مضطر، (اسلام­آباد، نشر مرکز تحقيقات فارسي ايران و پاکستان، 1360).
- ناصرالدين شاه، شهريار جاده­ها (سفرنامه ناصرالدين شاه به عتبات)، (تهران، نشر سازمان اسناد ملي ايران، 1372).
- الوردي، علي، لمحات الاجتماعيه من تاريخ العراق، (بغداد، مطبعه الارشاد، 1369) ج1.
- ورسي، محقق، نجف اشرف در ادوار زمان، (مشهد، نشر دفتر تحقيقات و انتشارات محب، 1375).
- هدايت، رضاقلي­خان، روضه الصفاي ناصري، تصحيح جمشيد کيان­فر، (تهران، نشر اساطير، 1380) ج 8.